أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

187

تجارب الأمم ( فارسى )

بر گردد مونس تا لب دجله پائين آمده او را سوار « طيار » نمود * . هنگامى كه محسن پايگاه پدر را سست ديد ، با بيچاره‌شدگان خود چه كرد ؟ پس از يورش بردن هجرى بر كاروان حاجيان ، محسن از خشم كسانى كه بيچاره كرده بود بترسيد ، كه مبادا رشوه‌ها كه گرفته و از پرداخت مجازاتها به سود خود چشم پوشى كرده است ، آشكار شود . پس ابو جعفر شلمغانى [ 1 ] مشهور به ابن ابو العزاقر را جانشين خود در پايتخت ، براى گروهى از كارگزاران نهاد . اين مرد مانند حلاج مدعى بود كه لاهوت در وى حلول كرده است [ 2 ] و محسن به او ارادات مىورزيد . او دوستى داشت كه به پيروى از او معروف و در خونريزى بىباك بود . محسن گروهى را به اين دوست بصره‌اى ابن فرات به اين بهانه سپرد كه باقيماندهء بدهى مالياتى را بپردازند ، ولى او همگى را مانند گوسفند بكشت . در ميان كشتگان نعمان بن عبد الله [ 3 ] ، عبد الوهاب بن ما شاء الله و مونس خادم حامد [ بن عباس وزير سابق ] ديده مىشدند . ابن فرات ، براى پنهان‌شدگان از دست او نيز نامه‌هائى مهر آميز نوشت تا آشكار شدند ولى همگى را گرفته دارائى بسيار از ايشان مصادره كرد .

--> [ ( 1 - ) ] ن . ك : نامهء راضى بالله را براى نصر بن احمد سامانى دربارهء كشتن عزاقرى ، كه در معجم الادباء 1 : 296 / 1 : 234 . در بيوگرافى ابن ابو عون آمده است . دوستى محسن با او را نيز ثابت بن سنان [ - پانوشت خ 5 : 564 ] روايت كرده است . براى عزاقريان ، ن . ك : داستان كشاكش وزير مهلبى [ م 352 ه . خ 6 : 258 ] را با اين گروه در بصره به سال 340 ه . كه در « كامل » ابن اثير 8 : 372 آمده است [ ن . ك : خ 6 : 195 و پانوشت ص 284 - 285 ] . [ ( 2 - ) ] M . چنان كه در پانوشت خ 5 : 98 ، 153 گفتم تنها كسانى كه عينك توحيد عددى بر چشم دارند ، نسبت ادعاى حلول به حلاج و شلمغانى و با يزيد و مانند اينان مىدهند . اينان قابل به ما سوى الله نيستند تا حال و محلول فيه جدا باشد . وقتى به بايزيد گفتند : تو ثنوى هستى ، گفت : ثنوى توئى كه انا و انت مىگوئى ! ! احوال شلمغانى را عباس اقبال نيز با همين عينك توحيد عددى در كتاب ارزندهء خود « خاندان نوبختى ص 222 » آورده است . [ ( 3 - ) ] M . همان مرد كه از كار دولتى توبه كرد و طيلسان پوشيد . ن . ك : خ 5 : 184 پانوشت 1 .